نقد فیلم های سینمای ایران
پیمان معادی با فیلم نامه هایی که نوشته است مشخص شده است می تواند یک فیلم نامه نویس و فیلم ساز خوبی باشد می توانیم به آثاری که نوشته نگاهی مختصری بیندازیم ، از آواز قو شروع می کنیم با این که فیلم نامه آواز قو المان های فیلم های تجاری را دارد اما در همان سالی که اکران شد بسیار مورد توجه قرار گرفته شد و جز پرفروش ترین فیلم ها در همان سال شد . یا فیلمی که از آواز قو هم موفق تر بوده است آن فیلم ، فیلمی نیست جز فیلم کما ، فیلمی که پرفروش ترین فیلم سال شد و با توجه به اینکه در اکرانی که داشت با توجه به فروشی خوبی که کرده بود و بعد از چند روز اکران نسخه قاچاق این فیلم از راه رسید اما باز هم به فروش فیلم به ضربه ای نزد و توانست پرفروش ترین فیلم سال شود . یا می توان از اثر بسیار موفق کافه ستاره نام برد که زندگی چند زن را در یکی از محله های قدیمی تهران را نمایش می دهد این فیلم هم ، فیلم موفقی بوده است و بسیار هم پرفروش بوده است در زمان خودش . با توجه به اینکه هم زمان خوبی این فیلم اکران نشد اما فروش بسیار خوبی داشت . پس به این نتیجه می رسیم که اکثر فیلم نامه هایی که معادی نوشته است موفق بوده است از لحاظ بار قصه بگیرید تا فروش خوب شان . معادی چه در بازیگری چه در فیلم نامه نویسی موفق بوده است و حالا هم او را در مقام کارگردان موفق دیده ایم اما چرا این فیلم مثل مابقی فیلم نامه هایی که می نوشت آن طور که باید و شاید پرفروش نبوده است ، دلیلش معلوم است ، به این دلیل این اتفاق نیفتاد که این فیلم زمان خوبی اکران نشد . و برف روی کاج ها نشان داد که پیمان معادی در عرصه فیلم نامه نویسی پیشرفت چشم گیری کرده است ، معادی که از آواز قو فیلم نامه های تجاری می نوشت حالا فیلم نامه ای می نویسد که مخاطب را درگیر می کند .
برف روی کاج ها یک فیلم سر و شکل دار خوبی است که از المان های شاخص فیلم سازی فرهادی پیروی می کند از تم خیانت برف روی کاج ها گرفته که در اکثر کارهای فرهادی دیده می شود تا میزانسن های جذابی که در برف روی کاج ها می بینیم . سیاهی و تلخی که شخصیت اول فیلم با توجه به اتفاقاتی که برایش می افتد بهترین انتخاب است که رنگ فیلم سیاه و سفید باشد و یک نواختی و کند بودن زندگی را نشان دهد از دید شخصیت اصلی قصه ی ما که رویا نام دارد با بازی مهناز افشار . نیمه ی دوم فیلم از نیمه ی اول فیلم جذاب تر است و حتی می توان گفت نیمه ی دوم فیلم ریتم فیلم خیلی بهتر می شود و مخاطب را میخکوب می کند البته در نیمه ی اول هم می توان به بعضی از مسائلی که می خواهد پیش بیاید حدس زد مثلا رابطه ی شاگرد رویا با علی و ... آشنا شدن با صابر ابر و رفتن رویا با صابر ابر به کنسرت موسیقی به روند فیلمنامه بسیار کمک کرده است و یکی از بهترین پلان ها (از دکوپاژ گرفته تا میزانسن همگی عالی بودند ) سکانسی که صابر ابر در پنجره ی خانه ی خواهرش زنگ می زند به رویا و می گوید بیا دمه پنجره و ابر به او می گوید چه لباسی بپوشم . فیلم از جایی ضربه می خورد که حضور دوباره ی علی را در سکانس های پایانی فیلم می بینیم ، علی که خیانت می کند و از زندگی با رویا خسته شده است مسخره است که دوباره به خانه اش برگردد . دلیل منطقی اصلا وجود ندارد که علی دوباره به آن خانه برگردد . مهناز افشار برای اولین بار نقشی بازی کرد که به طور کامل باور پذیر بود . و مخاطب با آن شخصیت همدرد می شد و آن را همراهی می کرد . در پایان باید گفت که این فیلم یک اثر موفق در کارنامه کارگردانی معادی است اما مشکلی که وجود دارد که ای کاش معادی میزانسن و دکوپاژی نمی داد که دوربین باید روی دست باشد چون شارپ بودن تصویر از بین می رود . و برف روی کاج ها نوید این را می دهد که معادی فیلم دومش یک فیلم بسیار موفق تر از برف روی کاج ها می شود البته که این فیلم هم موفق است . نکته بسیار مثبت این فیلم موسیقی دلنواز این فیلم است که مخاطب را با خود هموار می کند و تلخی فیلم را بیشتر می کند . و ارتباط خوبی برقرار می کند با مخاطبان . حوض نقاشی یک اثر متوسط است اما می توانست یک اثر خوبی شود که نشد آن هم به این دلیل است که روی فیلم نامه اصلا خوب کار نشده است چون که ریتم بسیار کند فیلم در اواسط فیلم مخاطب خسته و دل زده می کند که مابقی فیلم را ببیند و تمامی اتفاقات تکرار می شود و تکرار می شود و تکرار و با یک فینال بسیار ضعیف تمام می شود . فینالی که می توانست برای این قصه خیلی خیلی بهتر باشد . بازی بازیگران در کل متوسط و در بعضی مواقع زیر متوسط عمل کرده است . شهاب حسینی بازی بسیار اغراق کننده ای داشت ، به طوری که مخاطب نمی توانست با آن شخصیت به خوبی ارتباط برقرار کند و به همین دلیل است که این نقش خوب در نیومده است البته مشکل دیگر این شخصیت ، شخصیت پردازی نادرستش است . برعکس شهاب حسینی ، نگار جواهریان با یک بازی بسیار فوق العاده در این فیلم ظاهر شد نه اغراقی دیده شد در نقشش و نه اینکه در اجرا بد عمل کرده باشد . شخصیت نوجوان فیلم هم بازی بسیار خوبی داشت با اینکه بازی گرفتن از شخصیت های کودک یا نوجوان بسیار سخت است اما این شخصیت بسیار خوب در آمده است . در کل این فیلم می توانست فیلم بهتری شود اگر روی فیلم نامه اش بیشتر کار می شد ، چون اصلی ترین عنصر یک فیلم که فیلم نامه است در این اثر اصلا خوب پرداخته نمی شود و به همین دلیل اثر افت و کند پیش می رود و در بعضی مواقع غیر قابل تحمل می شود سکانس افتتاحیه فیلم برای شروع اصلا خوب نبود ، تدوین بسیار ضعیف عمل کرده استفاده بیش از حد از فید در اکثر سکانس ها باعث نابلدی تدوینگر است یا پوشاندن سوتی ها است اما هر طور که باشد به این نتیجه می رسیم که تدوینگر اصلا خوب عمل نکرده است برای تدوین این فیلم . حوض نقاشی هم در کل یک اثر متوسط است که می توانست اثر بهتری شود ، حوض نقاشی با این حال هم فروش بسیار خوبی داشته است و مخاطبان عام ارتباط خیلی خوبی برقرار کرده است و این نکته مثبتی است که باید حتما به این نکته اشاره کنیم و فراموش نکنیم . نقش خانم معلم اصلا شخصیت پردازی مناسبی ندارد حتی پایان فیلم که چادری شد متحول شدنش دیده نشد اصلا شخصیتش شکافته نشد ، باز هم بر می گردیم به فیلم نامه متوسط این فیلم که باعث می شود یک اثر از یک اثر خوب به یک اثر متوسط تبدیل کند . در پایان باید گفت که این فیلم می توانست خیلی بهتر باشد اما باز هم راضی کننده است و به امید اینکه بازهم از تلخی های جامعه فیلم های متعدد بیشتری ببینیم . نگاهی به سریال های مهران مدیری به بهانه تولدشان به قلم پرهام موسوی فقط در هارمونی هارمونی - پرهام موسوی : به بهانه تولد مهران مدیری نگاهی می اندازیم به سریال هایی که در طول این چند سال ساخت و خاطره ساخت : مهران مدیری در کارنامه کاری اش به ما نشان داد او پدر طنز نوین سریال سازی است چون نمی توانیم بگوییم مهران مدیری اسطوره سینما است چون مدیری در سینما کاری نداشته است و تجربه نشان داده است کسانی که در تلویزیون موفق بودند در سینما به موفقیت تلویزیون نرسیدند به طور مثال می توان رضا عطاران را گفت که با سریال های خوبش خاطره داشتیم اما با فیلم خوابم میاد یک عقب گرد زد و نتوانست مثل سریال هایش با مخاطب هایش ارتباط برقرار کند . مهران مدیری در سریال سازی اش فراز و نشیب های بسیار زیادی داشته است . او با سریال پاورچین از نظر سریال سازی بسیار دیده شد و مخاطبان خودش را پیدا کرد . شخصیت های دوست داشتنی سریال پاورچین مهران مدیری و جواد رضویان بودند و در اصل جواد رضویان در پاورچین گل کرد و نمی دانم چرا کسی که در سریال های مدیری گل می کند در کار بعدی او دیده نمی شود . همین جواد رضویان در نقطه چین اصلا دیده نشد فقط در قسمت پایانی نقطه چین یک قسمت بازی کرد که چندان دیده نشد و به پای پاورچین نمی رسید در مورد سریال بعدی مهران مدیری یعنی نقطه چین باید گفت که آن سریال در زمان خودش سریال خوبی بود و به نظر میاد مخاطب های بسیار زیادی را جلب کرد . اما مخاطب های تلویزیون از سریال قبلی مدیری یعنی پاورچین راضی تر بودند تا نقطه چین ! شاید به دلیل جنس کار بود . اما نقطه چین با توجه به معیارهایش سریال خوبی درآمده بود همراه با متن ها و فیلم نامه های بسیار خوبی که داشت در همان سریال نقطه چین شخصیت رضا شفیعی جم هم گل کرد ولی او هم مثل جواد رضویان در کار بعدی مهران مدیری دیده نشد . جایزه بزرگ مهران مدیری با توجه به سریال های نقطه چین و پاورچینش که نقطه عطفی در کارنامه کاری اش بود ، یک عقب گرد برای او محسوب می شود و جایزه بزرگ با اینکه کار خوبی درآمد ولی باز هم چند پله ضعیف تر سریال های نقطه چین و پاورچین بود اما بهترین سریال نوروزی همان سال بود . سریالی بود که مخاطب با رضایت کامل آن سریال را می دید و میخکوب می شد . اما شب های برره یک تحول بزرگ برای مهران مدیری بود . سریالی به شدت دوست داشتنی و با فضاسازی بسیار عالی . لوکیشنی هم که برای شب های برره در نظر گرفته شده بود لوکیشن بسیار مناسبی بود و به راحتی می توانست با مخاطب همزاد پنداری کند . لهجه ها هم خیلی خوب در آمد . فیلم نامه سریال شب های برره یکی از بهترین فیلم نامه های سریال های مدیری شد و اکثر خوب بودن متن شب های برره لطف برادرارن قاسم خانی بودند . همه ما می دانیم وقتی قاسم خانی ها در یک کار دیده شوند آن کار گل می کند . شب های برره در همان سالی که پخش شد پر مخاطب ترین سریال از نگاه مردم شد و این نشان از آن داشت که مدیری بسیار خوب می تواند با مردم در ارتباط باشد و حرفش را بزند . اما متاسفانه که شب های برره به پایان نرسید و با یک خاطره تلخ تمام شد اما آنقدر کار خوب در آمد که مخاطبان اکثرا یا یادشان نیست که این سریال به پایان رسیده است یا اگر یادشان باشد وقتی می بینند کار خوبی شده است از بی پایان بودنش خرده نمی گیرند . باغ مظفر یک ضعف برای مهران مدیری محسوب می شود . باغ مظفر باتوجه به اینکه ابزارهای تبلیغاتی زیادی را مطرح می کرد شبیه یک اسپانسر می شد و به این دلیل نتوانست مثل شب های برره با مردم ارتباط برقرار کند . البته در باغ مظفر رضا شفیعی جم برگشت و بسیار هم گل کرد در باغ مظفر . و بعد از باغ مظفر مهران مدیری یک تحول در کارگردانی اش انجام داد او را که همیشه در دکورهای خاص دیده بودیم این بار با مرد هزار چهره که لوکیشن های بسیار زیاد و خاص دیدیم مدیری که لوکیشن های سریال هایش اکثرا ثابت بودند این بار پر از لوکیشن های مختلف بود و این عامل باعث شد که این سریال بسیار دیده شود اما نباید متن بسیار خوب این سریال را فراموش کرد ، مرد دو هزارچهره را اگر بخواهیم با مرد هزار چهره مقایسه کنیم به این نتیجه می رسیم که مرد هزار چهره موفق تر از مرد دو هزار چهره بوده است چون مرد هزار چهره سرپرست نویسندگان داشته است و متن ها بررسی می شد ولی در مرد دو هزار چهره خبری از سرپرستی نویسندگان نبود و هر قسمت را یک نفر می نوشت با توجه به جهان بینی خودش . سرپرستی نویسندگان مرد هزار چهره هم پیمان قاسم خانی برعهده داشت و این هم عامل مهمی بود که سریال موفقی شد . سال بعد مدیری را در قهوه تلخ دیدیم که بعد از چند ماه فاصله و مشکلاتی که پیش آمد در شبکه نمایش خانگی توزیع شد و از همان اولین قسمتی که از این سریال منتشر شد با توجه به تیراژی که برای این سریال در نظر گرفته شده بود به فروش چشم گیری رسیده بود و یک رونق در شبکه نمایش خانگی بوجود آمد . استقبال ها ادامه داشت تا اینکه در نیمه راه قهوه تلخ دچار یکدستی شد و بسیار خسته کننده شد . و مجبور شدند اهالی کاخ را به زمان حال ببرند اما باز هم متنوع نشد شاید یکی از دلایلی که این سریال بسیار خسته کننده و ریتم کندی داشت این بود که قاسم خانی ها در این سریال هیچ حضوری نداشتند . چون یکی از مهره های اصلی تیم مهران مدیری قاسم خانی ها هستند به هر حال این گروه با هم دیگر شکل می گیرند و شاهکار می شوند . و بعد ازاتفاقاتی که برای این سریال افتاد و مثل شب های برره پایان نداشت اما این بار مردم بسیار ناراضی شدند از پایان نداشتن این سریال و به نوعی بی اعتمادی جلب شد از طرف مردم به مهران مدیری اما بعد از این جنجال ها مهران مدیری برای اینکه خاطره تلخ قهوه تلخ را از یادها پاک کند سریال ویلای من را شروع به ساخت کرد این سریال هم با توجه به اینکه یک سریال روتین است اما هنوز به دل مخاطب آن طور که باید ننشسته است اما خب باید این را هم در نظر بگیریم که این سریال بسیار سریع فیلمبرداری اش آغاز شد و شکل گرفت و اگر زمان بیشتری وجود داشت که تیم نویسندگان تفکرشان را تازه می کردند و چندسالی به خودشان استراحت می دادند و بعد از چند سال کار جدیدی از مدیری می دیدیم قطعا کار شاهکاری می شد اما مهران مدیری به این دلیل که به مخاطبش احترام فراوانی قائل هست این سریال را شروع به کار کرد و نباید به کیفیت کار خرده بگیریم چون مدیری برای از بین بردن آن خاطرات تلخی که از قهوه تلخ برای مردم بوجود آمد این سریال را شروع کرد و به امید اینکه این سریال با پایان منسجم و خوبی به اتمام برسد . ویلای من قسمت 13 و 14 : یک کار روتین شده است . و به پای مجموعه قبلی نمی رسد . مشکل از لوکیشن ثابت سریال نیست مشکل از بی قصه دار بودن سریال است ای کاش فکری به حال این ماجرا بکنند ، امیر مهدی ژوله و خشایار الوند در بوجود آوردن موقعیت های کمدی بسیار ماهر هستند اما نمی توانند به یک ایده خوب برسند متاسفانه باز هم امید داریم که کار هر چه بگذرد بهتر شود جالب است که این مجموعه مدت زمانش از مجموعه های قبلی کمتر بود اما به جایش پشت صحنه اش بیشتر بود . در کل می تونه خیلی بهتر بشه . چند افکت تصویری مخصوص کارهای مدیری است و در اکثر کارهاش در آن افکت ها و موسیقی ها استفاده می کند که بسیار ماندگار و جالب هستند . نگاهی به فیلم رسوایی ده نمکی / فیلمی کاملا تجاری به قلم پرهام موسوی فقط در سایت هارمونی هارمونی - پرهام موسوی : نگاهی به فیلم رسوایی ده نمکی / فیلمی
کاملا تجاری : نقد من برای فیلم بی خود و بی جهت در سایت سینما فا ، لینک : http://www.cinemafa.com/iranian-cinema/103-exlusive/3977-naghd-bikhodobijahat-parham.html سینمافا- پرهام موسوی- فیلم بی خود و بی جهت پس از اسب حیوان نجیبی است جدیدترین ساخته عبدالرضا کاهانی است فیلمی که از ساخته قبلی کاهانی عقب تر است و بی خود و بی جهت به ما نشان داد که کاهانی با ساخت این فیلم یک عقب گرد زد . این فیلم ، فیلم نامه ای ندارد و ریتم بسیار کندی دارد ریتم کند و خسته کننده هم به این دلیل نیست که لوکیشن فیلم ثابت است و تمام فیلم در یک خانه ویلایی می گذرد نه اصلا اینطور نیست بلکه به این خاطر است که فیلم نامه خمیر مایه کافی ندارد چون فیلم های خوبی در تاریخ سینمای ایران موجود است که لوکیشن ثابتی داشتند ولی قصه داشتند و ریتم مناسبی داشتند و دچار خستگی مخاطب نمی شدند مانند : ارتفاع پرست ، آژانس شیشه ای و ... در بی خود و بی جهت هیچ اتفاقی نمی افتد هیچ نقطه عطفی در فیلم موجود نیست اصلا تعلیقی در فیلم موجود نیست و مثل یک نوار ثابت این فیلم ثابت است و در یک خط می گذرد و هیچ تغییری نمی کند که این نشان از آن دارد که فیلمی شکل نگرفته است چون نه دیالوگ مفهومی در این فیلم حس می شود و نه چیز دیگری . و اگر مخاطبانی هم می گویند این فیلم به سبک ابزود ساخته شده است باید بگوییم که سبک ابزود هم چند مشخصه دارد که باید رعایت شود که متاسفانه در این فیلم این مشخصات رعایت نشده است . هارمونی - پرهام موسوی : تهران ۱۵۰۰ نخستین قدم برای انیمیشن سازی در ایران است و اولین انیمیشن در ایران است که از چهره های مطرح سینما برای خلق کاراکترها استفاده شده است نه فقط از صداشون بلکه برای اولین بار از تصویرشون استفاده شده است و با توجه به این همه زحمت ها و رنج هایی که برای ساخت این انیمیشن کشیده شده است باید بگیم که این انیمیشن از لحاظ فنی کامل نیست و از لحاظ فیلم نامه هم کامل نیست . چون با یک بار نگاه کردن متوجه می شویم که فیلم نامه جای کار بیشتری داشت و باید این را هم در نظر بگیریم که این یک کار فانتزی انیمیشن است نه یک فیلم سینمایی مثلث عشقی . چون مخاطبان این انیمیشن اغلب کودکان و نوجوانان هستند و آن ها می خواهند با دیدن این انیمیشن سرگرم شوند نه اینکه مثلث عشقی ببینند . ریتم فیلم بعد از نیم ساعت اولیه اش ، می افتد و بسیار خسته کننده می شود و اتفاقات منطق ندارد و بسیار هم خوشبینانه صورت می گیرد . با خوشی هم فیلم تمام می شود اما خوشی که در تمام طول این انیمیشن موجود است شاید به این دلیل باشد که می خواهند لحظه تحویل سال ۱۵۰۰ را نشان دهند و لحظه تحویل سال نباید قصه تلخ تعریف کرد بلکه باید یک قصه بکر و دوست داشتنی وفانتزی تعریف کرد با یک پایان خوش . و یک دلیلش هم به احتمال زیاد این است که چون کار فانتزی / طنز است اتفاقات و وقایع داستان نباید منطق داشته باشد چون در اکثر کارهای طنز این اصول را داده ایم چه در کارهای تلویزیونی و چه در کارهای فیلم های سینمایی . اما در کل باید روی فیلم نامه خیلی خیلی کار می شد چون فیلم نامه عنصر اصلی یک اثر خوب است و به جای اینکه تمرکزمان بیشتر روی مسائل فنی باشد باید تمرکز اصلی مان روی فیلم نامه باشد اما تم و ایده اصلی داستان آنقدر بکر و جالب است که مخاطب را به طرف خود می کشد و مخاطب ترغیب می شود که ببیند در سال ۱۵۰۰ چه اتفاقاتی در تهران می افتد و اتفاقات تازه مخاطب را تعجب برانگیز می کند . اما این اتفاقات تازه و ترغیب شدن برای دیدن سال ۱۵۰۰ فقط برای نیم ساعت اولیه داستان است و مابقی داستان ریتم کندی دارد و اضافی است . من بر این باور نیستم که مدت زمان این فیلم زیاد است نه اصلا اینطور نیست بلکه فیلم نامه اش کشش ۱۰۵ دقیقه ندارد اگر فیلم نامه های خوبی مثل انیمیشن های خوب جهان بود مدت زمان خوبی برای این فیلم بود ولی چون این انیمیشن فقط کشش نیم ساعت دارد نمی تواند بقیه اش موفق باشد ، پس مابقی داستان اگر تعریف نمی شد بهتر بود . در نیمه دوم فیلم می بینیم که چای را به همان شکلی که در این دوره می خوریم در سال ۱۵۰۰ هم به همین شکل می خورند این مسئله یک سوتی است چون نمی شود که چای ریختن و خوردن مان همان شکل باشد وقتی ربات ها آمده اند قطعا باید تغییری در درست کردن و نحوه خوردن چای صورت بگیرد که در این فیلم اینطور نیست . تیتراژ اولیه تهران ۱۵۰۰ برای یک انیمیشن بسیار ساده و پیش پا افتاده است و در حد یک تیتراژ نویسی انیمیشن های روز جهانی نیست . و تیتراژ پایانی هم تقلیدی آشکار از انیمیشن های روز جهان است . موسیقی متنی که برای این انیمیشن انتخاب شد خوب بود و به این کار می آمد . در قسمتی از این انیمیشن یک بی منطقی می بینیم آن هم زمانی است که حسام نواب صفوی با شخصیت نازی (هدیه تهرانی ) به کافی شاپ می روند آن ها چطور با هم دوست شدند ؟!!! چون اصلا با هم دوست نبودند و یک باره به این سکانس رسیدیم و جالب تر آن است که بهرام رادان هم آن ها را تعقیب می کند ، بهرام رادان از کجا می دانست که این دو قرار دارند در این کافی شاپ یکم بی منطقی در این سکانس حس می شد که این هم ناشی از همان فانتزی گونه این انیمیشن است . یکی از بهترین سکانس های این انیمیشن بی شک آن سکانسی است که عکس اصغر فرهادی و چند کارگردان بزرگ سینما در موزه هنرهای ایران می بینیم البته جای مسعود کیمیایی در آن موزه خالی بود و باید یادی هم از او می کردند که متاسفانه این گونه نشد . در پایان باید گفت که این انیمیشن با توجه به اینکه کار عالی نشده است اما قابل دیدن است حتی برای یک بار ! و باید این را هم در نظر بگیریم که این اولین کار تخصصی انیمیشن در سینمای ایران است حتما و قطعا آزمون و خطاهایی رخ می دهد که در مرور همه ی این خطا ها می شود تجربه و این تجربه ها هر چه بیشتر شود کار بهتری ارائه می شود به امید اینکه اتفاق های بهتری برای انیمیشن سازی در ایران اتفاق بیفتد . سریال ویلای من قسمت11و 12 : هارمونی - پرهام موسوی : برای بررسی سینما در سالی که گذشت باید مروری کرد به روزهای اولیه سال ۹۱ . روز های اولیه سال ۹۱ که با یک اکران نوروزی متفاوتی مواجه بودیم و بسیار تعجب برانگیز بود برخلاف آنکه در فیلم های اکران نوروزی باید شاهد فیلم های شاد و فانتزی باشیم به جای آن در اکران نوروزی سال نود و یک فقط شاهد فیلم های ملودرام و تلخ بودیم که این نوع اکران کردن فیلم ها مشخص است که حال سینما خوب نیست و سالی که نکوست از بهارش پیداست بهار سال نود و مشخص می کند که سینمای خوبی در پیش نداریم . اما با توجه به این مسئله فیلم های گشت ارشاد و زندگی خصوصی که با جنجال فراوانی مواجه شدند باعث شد در روزهای اولیه اکران شان فروش چشم گیری کنند آن هم فقط به این خاطر بود که جنجال های فراوانی برای این دو فیلم بوجود آمد . قلاده های طلا هم پیش بینی می شد که فروش موفقی نداشته باشد چون در زمان خوبی اکران نشده است اما خلاف این جهت را دیدیم و یکی از پرفروش ترین فیلم های اکران نوروزی شد . فیلمی که به هیچ عنوان با عید نوروز همخوانی نداشت ، انتهای خیابان هشتم بود با اینکه این فیلم ، فیلم بسیار خوب و خوش ساختی است ولی چون تلخی بیش از حدی در فیلم دیده می شود برای اکران نوروزی که روزهای خوشحال کننده ای است مناسب نیست . اما با توجه به همین مسئله فروش نسبتا خوبی هم داشته است اما به فروش واقعی خودش نرسید چون این فیلم هم ماننند فیلم قلاده های طلا در زمان مناسبی اکران نشد . و بعد از اکران نوروزی شاهد اکران بعدی فیلم ها در یک ماه بعد بودیم که در خرداد سال نود و یک فیلم شبکه و قفس طلایی اکران عمومی شدند و هر دو فیلم که با توجه به اینکه پیروی می کنند به سینمای گیشه ای و عامه پسند انتظار می رفت که فروش فوق العاده ای داشته باشند ولی این اتفاق نیفتاد و شاهد یک ماجرا دیگر بودیم . شبکه با توجه به آنکه از لحاظ فیلم نامه قوی تر از قفس طلایی است اما باز هم نتوانست موفق باشد اما هر دوی این فیلم ها با توجه به مابقی فیلم های سال نود و یک فیلم بسیار ضعیفی بودند و فاقد یک فیلم ماندگار بودند که بتوانند سال ها با مخاطب هایشان همراه باشند . قفس طلایی هم با توجه به بازیگران گیشه ای که داشت انتظار بیشتری می رفت ولی باز هم این اتفاق نیفتاد چون عنصر اصلی یک فیلم سینمایی که همان فیلم نامه است در این فیلم اصلا خوب دیده نمی شود و معلوم است به فیلم نامه این اثر اصلا رسیدگی نکردند و تحقیق های موشکافانه ای درباب قصه و فیلم نامه این فیلم نکردند .جریان متاثر از فضای فیلمفارسی با ساختن اینچنین آثاری که لبریز از ابتذال فرمی هستند، رفتن به قهقرا را برای سینمای ایران رقم خواهد زد؛ سینمایی که برای مدعی جشنوارهای و جهانی شدن پز میدهد. این فیلم که تقریبا یکمیلیارد هزینه برای تهیهکنندگانش داشته است یک شکست سینمایی تمامعیار است و در سینمای ایران این رسم غلط در حال باب شدن است که هزینههای اینچنینی صرف آثاری میشود که در قدم نخست فیلمنامه مدون و مشخصی ندارند . و در روزهای گرم سال نود و یک و در عید فطر شاهد یک اکران خوب بودیم از ضد گلوله بگیرید تا کلاه قرمزی که یک رونق اساسی به سینمای ایران در این سال داد و فروش چشم گیر کلاه قرمزی که جز پرفروش ترین فیلم سال شد همه را خوشحال کرد و همه بسیار تعجب کردند چون با اینکه کلاه قرمزی فیلم نامه قوی نداشت فروش خوبی کرد اما دلیل فروش چشم گیرش هم معلوم است به این خاطر است که این فیلم بار نوستالژیکی برای مخاطبان دارد و به اجبار مخاطبان به این فیلم کشیده می شوند از کودکان گرفته است تا میان سال ها که با این فیلم خاطره دارند . اما در همین بین یک فیلم دیگر در اکران عید فطر قرار دارد که چنان مورد استقبال قرار نگرفت چون دو نکته در این فیلم نهفته بود : ۱- زمان خوبی اکران نشد ۲ - فیلم قوی نبود و مخاطب پسند نبود اما در ظاهرش گیشه ای بود اما در باطنش اصلا این طور نبود . خب در کل تم اصلی داستان و حتی خود فیلم نامه خوب کار نشده بود و با یک فیلم نامه دم دستی مواجه بودیم که ریتم فیلم به شدت کند بود طوری که مخاطب نمی توانست مابقی فیلم را ببیند . به روزهای آغازین فصل پاییز می رسیم و فیلم های خوبی چشم به راه بودند تا اینکه با من مادر هستم و بی خود و بی جهت رسیدیم این دو فیلم که با توجه به اینکه هر دو از فیلم های تحریمی حوزه هنری بودند و مورد کم لطفی قرار گرفتند و در اکثر شهرستان ها این دو فیلم اکران نشدند و اصلا دیده نشدند اما با توجه به این نکته باز هم به فروش خوبی رسیدند هر دوی این فیلم ها با توجه به جنجالی که داشتند فروش چشم گیری کردند مثل جنجالی که دو فیلم گشت ارشاد و زندگی خصوصی در روزهای اولیه سال نود و یک کردند و باعث شد که فروش فیلم بسیار افزایش پیدا کند . و در کل باید گفت که سینما در سالی که گذشت چندان حال خوبی نداشت و نتیجه اش هم این بود که فیلم ها در زمان های خودشان اکران نمی شوند و هنوز که هنوز است نمی دانیم چه فیلمی برای چه زمان و چه برهه ای مفید است و می تواند حرفش را به مخاطب منتقل کند . چون فیلم باید با زمان در امتداد باشد در غیر اینصورت به یک شکست می رسیم . به امید اینکه در سال نود و دو که با توجه به اکران نوروزی که در پیش داریم پیش بینی می شود فروش خوبی در راه است . و خدا رو شکر که فیلم های خوبی هم برای عید نوروز انتخاب شده اند که هر کدام یک المان برای جذب مخاطبان دارند . 



لینک : http://harmoony.net/index.php/with-out-music/118-mehran-modiri.html

لینک : http://harmoony.net/index.php/with-out-music/116-roswae-dehnamaki.html
فیلم رسوایی بعد از سه گانه اخراجی ها تازه ترین اثر
مسعود ده نمکی است . این فیلم اولین نکته منفی اش که در سکانس های اولیه اش مشخص
می شود این است که فیلم نامه ای نمی بینیم که شکل گرفته باشد در فیلم ، و سکانس ها
انسجام مناسبی ندارند و به علاوه آن فیلمبرداری بسیار بد و دوربین روی دست باعث
اذیت کردن چشم مخاطب می شود و خسته کننده شدن فیلم می شود .
من مخالف دوربین روی دست نیستم ، اتفاقا به نظر من کار
نو و بسیار خوبی است اما دوربین روی دست باید با کمترین خطا و کمترین لرزش و با
بیشترین دقت انجام شود می تونم سریال قلب یخی سه را مثال بزنم که با توجه به اینکه
تمام پلان ها و سکانس هایش دوربین روی دست است اما مرتضی غفوری با دقت فراوان این
سریال را فیلمبرداری کرده است که نتیجه اش شده است یک فیلمبرداری که با لرزش بسیار
کم.
رسوایی یکی دیگر از مشکلاتش این است که فیلم بسیار شعاری
است و آنقدر در اکثر سکانس هایش شعار می دهد که مخاطب قصه فیلم را ناباور می داند
و به علاوه آن دیالوگ های مناسبی برای فیلم نوشته نشده است و بسیار نامناسب با تم
و موضوع اصلی فیلم است .
تیتراژ اولیه فیلم هم بسیار ایده بدی دارد ایده ای که به
ماهیت فیلم نمی خورد .
آنقدر تعدد شخصیت در این فیلم می بینیم که سردرگم می
شویم چون وقتی شخصیت ها زیاد شود نمی شود به خود قصه رسید و شخصیت پردازی مناسبی
نمی بینیم در فیلم البته این نکته در همه ی فیلم ها و سریال های ده نمکی صادق است
به طور مثال اخراجی های دو را می توان مثال زد که آنقدر تعدد بازیگر و شخصیت داشت
که بعضی از بازیگران گم می شدند در فیلم مثل شخصیت دکی با بازی سپند امیر سلیمانی !
یک نکته مثبت درون فیلم موجود است و آن هم موسیقی بسیار
عالی رسوایی است ، موسیقی که بسیار به خود فیلم می خورد .
شخصیت های اکبر عبدی و شریفی نیا اصلا به این فیلم نمی
خورند ، شخصیت بسیار سیاهی که شریفی نیا بازی می کند اصلا باورپذیر نیست و اینکه
نقش اصلی این فیلم به الناز شاکر دوست نمی خورد چون شاکردوست به هیچ عنوان به این
نقش نمی خورد و به همین دلیل هم بازی خوبی انجام نداد و کارگردان و نویسنده این
اثر باید دنبال بازیگری می رفتند که به این شخصیت می آمد و می توانست آن شخصیت را
در بیاورد که آنطور نشد .
بعد از اخراجی ها متوجه شدم که ده نمکی هیچ جایگاهی در
سینمای ایران ندارد و باید چندی از سینما خارج شود تا کسانی که استعداد بهتر و
توانایی بالایی دارند وارد این عرصه شوند و موفق شوند به هر حال جوان های با
استعداد زیادی وجود دارند که استعداد دارند ولی نتوانستند ورود کنند که یکی از
دلایلش هم همین است
تدوین فیلم بسیار نامرتب است و پلان ها بسیار ناصحیح در
کنار هم قرار گرفته اند و هیچ انسجامی در پلان ها دیده نمی شود همانطور هم که گفتم
نشان از آن دارد که تدوین و در نقطه مقابلش دکوپاژ کارگردان تکنیکی نبوده و ناصحیح
بوده و با توجه به قوانین کلاسیک سینما پیش نرفته است .
مهم ترین نکته که باید در مورد این فیلم گفت فیلم نامه
اش است که یک فیلم نامه بسیار ساده ای دارد و به خاطر تعدد شخصیت ها اصلا در طول
مسیر فیلم داستان در نمیاد و داستانی شکل نمی گیرد فقط چند روابط بین آدم ها را می
بینیم و تمام ، به هیچ عنوان فیلم نامه ای در این مسیر شکل نگرفته است و یا اگر
فیلم نامه هم شکل گرفته باشد کارگردان نتوانسته است آن را به مرحل اجرا برساند .
این فیلم بیشتر شبیه یک فیلمفارسی یا فیلم تجاری است که
برای مدتی می فروشد و بعد از چند سال هم از یادها می رود و به هیچ عنوان فیلم
ماندگاری در سینمای ایران نمی شود و به قول معروف یک فیلم تاریخ مصرف دار است .
در پایان باید به این نکته اشاره کرد که در کل این اثر
فیلمی نیست که قابل دفاع باشد و در حد یک فیلم مستند است و دیگر هیچ !

بر عکس خود فیلم که اصلا جایی برای تعریف ندارد اما بازی های بازیگران بسیار تعریفی هستند از بازی رضا عطاران عزیز بگیرید تا نگار جواهریان همگی با ساختار مناسب و اجرای مناسب . و بسیار هم طبیعی بازی می کنند بازی هایی دارند که بر عکس خود فیلم ماندگار هستند و به دل مخاطب می نشیند اگر بازی ها ماندگار نبودند دیگر این فیلم قابل دیدن نبود چون به غیر از بازی های خوب چیز دیگری در این فیلم حس نمی شود .
این فیلم یک موسیقی کم داشت و در بعضی از سکانس ها نیازمند موسیقی بود چون این فیلم بدون موسیقی ما را یاد فیلم های مستند می اندازد تا یک فیلم سینمایی !!!
چون این فیلم مثل فیلم هایی نیست که حس را بدون موسیقی منتقل کند و قطعا نیازمند موسیقی است یک موسیقی عالی مثل موسیقی که در تیتراژ پایانی فیلم استفاده شد .
پلان های بسیار بلند هر سکانس نتیجه اش شده است یک فیلم با یک ریتم بسیار کند ! چون که اگر پلان ها در مدت زمان های کوتاه و هر سکانس پلان های کوتاه زیادی داشته باشد فیلم خوش ریتم تر می شود و گویی ریتم تندی پیدا می کند در مورد این فیلم باید گفت که با توجه به اینکه پلان های کوتاهی گرفته نشده بلکه پلان های کم با مدت زمان بسیار زیاد گرفته شده است باعث شده است که ریتم فیلم بسیار کند و خسته کننده شود .
و در مورد خلاصه داستان منتشر شده در مورد فیلم هم باید گفت که یک خلاصه بی ربط در مورد فیلم است و هیچ ربطی به فیلم ندارد و اگر کارگردان این فیلم با یک تامل بیشتر و تفکر بیشتر یک اسم بهتر برای فیلمش انتخاب می کرد قطعا سرنوشت بهتری پیدا می کرد این فیلم و مخاطب جذب می شد این فیلم را ببیند اما با خواندن این خلاصه داستان مخاطب منصرف می شود از دیدن این فیلم .
مدت زمان بی خود و بی جهت هم برای یک فیلم سینمایی بلند بسیار کوتاه است و هفتاد و پنج دقیقه برای یک فیلم مستند کافی است نه یک فیلم سینمایی با یک ابعاد حرفه ای متاسفم که این فیلم سر و شکل اصلی خودش را نگرفته است و با یک ایده فیلمبرداری شروع شد و حتی به مرحله فیلم نامه نرسیده است این فیلم .
و در پایان باید به این نکته اشاره کرد که سینمای کاهانی به هیچ عنوان عامه پسند نیست بلکه خاص هم نیست سبک فیلم های کاهانی ابزود است. به امید اینکه کاهانی یک فیلم عامه پسند بسازد و ببینیم که موفق است یا نه !
منبع : سینمافا - پرهام موسوی


این دو قسمت به ما نشان داد که ویلای من به بلوغ خودش رسیده است و بسیار جا افتاده است . لحظات کمیک این دو قسمت بسیار زیاد هستند و برخلاف قسمت های اولیه که اصلا لحظات کمیک نداشتند اما این دو قسمت پر بود از لحظات کمیک خوب و عالی .
واقعا به این جمله پی بردم که سریال های مهران مدیری بعد از چند قسمت اولیه حالت اصلی خودش را می گیرد . با آمدن هادی کاظمی در آخرین سکانس این مجموعه به این نتیجه می رسیم که قسمت های جذاب تری هم در انتظار هستند .
ممنون از مهران مدیری و گروه عزیزش که بسیار فشرده کار می کنند و برای جبران قهوه تلخ از هیچ چیز دریغ نکرده اند .
پی نوشــــت : ای کاش ویلای من مانند قهوه تلخ برنامه ویژه ای برای عید نوروز داشت مثل دو ساعت پشت صحنه یا تبریک سال نو توسط عوامل سریال .
به جز تبریک سال نو توسط مهران مدیری دیگر هیچ برنامه ای برای سال نو نداشت ویلای من ، اما باز هم خوشحالیم که کیفیت سریال داره روز به روز بهتر و بهتر میشه
لینک : http://harmoony.net/index.php/with-out-music/103-cinema-in1391.html

» نگاهی به فیلم برف روی کاج ها به قلم پرهام موسوی
» نگاهی به فیلم حوض نقاشی به قلم پرهام موسوی
» نگاهی به آثار مهران مدیری به مناسبت زادروزش
» نگاهی کوتاه به قسمت های تازه ویلای من
» نگاهی به فیلم رسوایی ده نمکی / فیلمی کاملا تجاری
» نگاهی به فیلم بی خود و بی جهت به قلم پرهام موسوی
» نگاهی به فیلم تهران 1500 به قلم پرهام موسوی
» یادداشت کوتاهی بر مجموعه ششم ویلای من
» مروری بر سینما در سالی که گذشت به قلم پرهام موسوی
| Design By : Pichak |


