این فیلم را چهار بار دیدم و این فیلم یکی از فیلم های محبوبم است ، دوست دارم یک پست ویژه برای این فیلم ویژه یعنی انتهای خیابان هشتم بذارم : ۱- پوستر دیدنی انتهای خیابان هشتم ۲- عکسی کمیاب در پشت صحنه فیلم انتهای خیابان هشتم : ۳ - موسیقی بسیار دیدنی و شنیدی فیلم انتهای خیابان هشتم : ۴- سکانس پایانی و سانسور شده فیلم انتهای خیابان هشتم : صحنه خودکشی صابر ابر که در نمایش عمومی سانسور شد. ای کاش که این صحنه حذف نمیشد ، با وجود این صحنه نرفتن ترانه به داخل سالن خیلی مفهومش بهتر بیان میشد ۵- کلیپی زیبا از فیلم انتهای خیابان هشتم با صدای مسعود امامی توصیه میکنم حتما کلیپ رو دانلود کنید ۶- پوستر تازه انتهای خیابان هشتم : ۷- دیالوگ برتر فیلم انتهای خیابان هشتم : موسی : هیچکی بچشو با اسب طاق نمیزنه نگی خر بود نفهمید ۸- سکانسی از فیلم انتهای خیابان هشتم : ۹- یک سوال : این سکانس مشابه کدام سکانس دیگر انتهای خیابان هشتم است ؟ ۱۰- نظر کلی تان را در مورد فیلم در قسمت کامنت ها بگویید دوستان ممنون می شم پی نوشت : تا بیست و چهار خرداد نمی تونم آپ کنم چون امتحان هام شروع شدن ایشالا بر می گردم با نقد ها و پست های جالب نقد فیلم نارنجی پوش : نارنجی پوش ساخته استاد مهرجویی است که این فیلم با اینکه داستان و فیلم نامه ی ساده ای دارد اما مهرجویی مثل همیشه معجزه می کند و یک صمیمت و یک فیلم دوست داشتنی را خلق می کند . فیلمی عین زندگی ، صمیمت ، دوستی ، زندگی ، و .... با دیدن این یک حس نوستالژی بهم دست داد ، حس نوستالژیک فیلم های قبلی استاد ، با دیدن مستند کوتاهی که در تیتراژ اولیه فیلم می بینیم متوجه می شویم فیلم در مورد آشغال زدایی است ، و متوجه می شویم آشغال ها چه ضرر هایی دارند و چه آسیب های روحی به انسان می زند. موسیقی با اینکه ساده است و از شاهکار فاصله زیادی دارد اما به حس و حال و فضای فیلم می نشیند مخصوصا هنگامی که حامد آبان دارد خانه را تمیز می کند و موسیقی بسیار زیبا رضایی به گوش می رسد . این فیلم را نمی توان گفت یک فیلم تمام سفارشی است و به سفارش شهرداری تهران ساخته شده است ، چون مسئله آشغال زدایی یک مسئله همه گانی است ، و هیچ کس دوست ندارد در محیط اطرافش پر از آشغال باشد . شخصیت اصلی فیلم یعنی حامد آبان که مثل دیگر آدم ها نیست ، او تنها است چون کسی او را نمی فهمد مثل حمید هامون ، و دنیایش با دیگران فرق دارد . باز هم مثل حمید هامون . این فیلم شباهت های زیادی به هامون دارد که این نشانه نکات مثبت فیلم است . در مورد بازی حامد بهداد در این فیلم باید گفت که بازی بسیار روانی دارد و بسیار کنترل شده بازی می کند و خیلی کم خارج می شود . می توان به جرات گفت یکی از بهترین بازی هایش را حامد بهداد در نارنجی پوش انجام داد مثل علی سنتوری در سنتوری یا حمید هامون در هامون ، که زنده یاد خسرو شکیبایی و بهرام رادان بهترین بازی هایشان را انجام داند و دیگر نتوانستند به این خوبی در دیگر فیلم های سینمایی بازی کنند . حامد بهداد مثل این دو بازی خوبی از خودش در این فیلم جلوه داد . در مورد بازی لیلا حاتمی هم باید گفت که یکی از بهترین ، ماندگارترین ، درجه یک ترین بازی اش را در این فیلم انجام داده است . یکی از بهترین سکانس هایی که لیلا حاتمی بازی کرده است می توان به سکانسی اشاره کرد که با میترا حجار دعوا می کند یا سکانسی که با حامد آبان دعوا . بازی در لیلا حاتمی در نارنجی پوش می بینیم که در این سال ها کمتر در فیلم هایی دیده ایم که لیلا حاتمی بازی کرده است . محمد جواد جعفرپور هم که نقش پسر حامد آبان را بازی می کرد . او هم بازی فوق العاده ای داشت . حس رفاقت و دوستی بین پدر و پسر در این فیلم خیلی خوب در اومده بود . دو فیلم قبلی استاد که بیشتر منتقدان می گویند خیلی ساده و بی ربط هستند اما باید بگویم که این فیلم ها و تمام فیلم های مهرجویی عین زندگی است ، و برای خودشان یک شاهکار به حساب می آیند ، اپیزود تهران روزهای آشنایی استاد هم با اینکه فیلم نامه ساده ای دارد اما چون فضای صمیمی دارد مخاطب می کشاند و مخاطب میخکوب می شود ، زنده باد استاد مهرجویی . در پایان باید گفت که این فیلم همانند فیلم های دیگر استاد پیام داشت و یک پیام واحد و خوبی داشت ، این بود که آشغال نریزیم . کسانی که این فیلم را ببینند شاید بعد ازدیدن متحول شوند و دیگر آشغال های شان را در خیابان نریزند . بهترین سکانس فیلم : سکانسی که حامد آبان با تمام نگرانی اش همسر و بچه اش را می بیند و دیدن شان بسیار خوشحال می شود . مربوط به سکانس های پایانی فیلم است بهترین دیالوگ فیلم : نهال : خوشحالی ؟ سکانس تاثیر گذار فیلم سعادت آباد در نسخه خانگی فیلم سانسور شده . ولی در نسخه اکران شده سانسور نشده ، خیلی جای تعجب داره !!! سکانسی که محسن به خانه پرستار فرزندش می رود از نسخه نمایش خانگی حذف شده است. فیلم انتهای خیابان هشتم ریتم تندی دارد و داستان به سرعت دارد روایت می شود ، ابهاماتی در فیلم دیده می شود که به نظرم به خاطر ممیزی است که به فیلم خورده است . فیلم از سکانس مناسبی شروع نمی شود . مخاطبانی که خلاصه داستانی از این فیلم را نخوانده اند . در نیمه اول فیلم گیج می شوند و به مرور داستان روشن می شود . درباره این فیلم به جرائت می توان گفت تلخ ترین فیلم سال است ، فیلم های تلخ را دوست دارم و هرچه جلوتر می رویم تلخی داستان بیشتر و بیشتر می شود . این فیلم چند پله جلوتر از هفت دقیقه تا پاییز است . تیتراژ اولیه فیلم اصلا خوب نیست ، موسیقی فیلم بسیار زیبا است و مناسب نقد فیلم قلاده های طلا : قلاده های طلا با لقب سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران شناخته شده است که به نظر من این اسم برای این فیلم اضافی است . فیلم خوش ساختی نیست و روایتی مستند وار بر اتفاقات این چند وقته اخیر داشته است پس نمی توان گفت سیاسی ترین فیلم سال است . از بین فیلم های سیاسی که تا به حال دیده ایم به نظرم پایان نامه از همه بهتر بوده تا الان . چون روایتی خطی و داستانی دارد و همین به فیلم کمک می کند اما در قلاده های طلا روایتی مستند وار داریم که این باعث می شود فیلم از ریتم بیفتد و مخاطب دچار خستگی بشود و دیدن فیلم برایش خسته کننده شود . تظاهرات خیابانی را خیلی خوب نشان داده و باسازی کرده است . و هنروران کارشان را به خوبی انجام داده اند . بازی ها عالی بودند مخصوصا امین حیایی و حمید رضا پگاه . محمد رضا شریفی نیا هم متفاوت ظاهر شده است با اینکه بازیگر محبوبم نیست اما بازی خوبی ازش دیدم در این فیلم . یکی دیگر از نکات مثبت این فیلم ، موسیقی این فیلم است که موسیقی این اثر بسیار عالی و درجه یک است . جلوه های ویژه فیلم هم بسیار حساب شده و دقیق عمل می کند . فیلم از لحاظ مسائل فنی بسیار حرفه ای است . و فیلمی تمام تجهیز است و مشکلی از لحاظ مسائل فنی اش ندارد . مشکلش در فیلم نامه است که فیلم نامه منسجم نیست . قلاده های طلا با یک فیلم نامه حساب شده می توانست فیلمی پر مخاطب شود و مخاطبان با رضایت کامل سالن را ترک کنند . قسمتی از این فیلم در خارج از کشور فیلمبرداری شده است . که به نظر من این کار خرج بیهوده است چون در ایران هم می توانستند این سکانس ها را فیلمبرداری کنند چون هم سکانس های کمی بودند و هم لوکیشن خیلی خاصی احتیاج نداشتن . صدا گذاری فیلم هم به شدت ضعیف است . فیلم سیاسی باید ساخته شود و از فیلم سیاسی خوب حمایت می کنم . فیلمی که فیلم نامه منسجم داشته باشد . قلاده های طلا با اینکه فیلم نامه منسجمی ندارد اما قابل تحمل است و قابل دیدن است . رمز گشایی پایانی فیلم بسیار جذاب و دیدنی است و مخاطب هیچ گونه حدسی نمی تواند بزند که دکتر (حمید رضا پگاه ) جاسوس بوده . و مخاطبان شک شان به یقین تبدیل می شود که امین حیایی جاسوس است . پس می توان گفت منطق روایتی فیلم مرتب و درست است . سکانس برگزیده : سکانس پایانی و رمز گشایی فیلم ، پیشنهاد می شود این سکانس را از دست ندهید و با دقت ببینید نقد فیلم گشت ارشاد : گشت ارشاد با اینکه سخیف نیست اما بهترین فیلم سهیلی نیست ، هنگامی به این عقیده رسیدم که فیلم را دوباره در سینما دیدم . و دفعه اول که فیلم را دیدم نظرم رو جلب کرد اما با دیدن دوباره این فیلم به این عقیده رسیدم که این فیلم ، سخیف نیست و محترم است . اما بهترین فیلم سهیلی نیست . این فیلم هم دو لحن بودن بهش لطمه زده است . نیمه اول فیلم لحن طنز و کمدی دارد . و نیمه دوم فیلم لحن فیلم عوض می شود و لحن جدی / جنایی / اکشن می گیرد . که این دو لحن بودن به فیلم ضربه اساسی زده است . سعید سهیلی مثل اینکه از خون و خون ریزی خیلی خوشش می آید و پایان فیلمش مثل فیلم های کیمیایی پر از خون و خون ریزی بود . اما بازی ها بسیار عالی است ، و بازی حمید فرخ نژاد خیلی به چشم می خورد . بازی اش دیدنی است ، و حق سیمرغ را داشت که حقش خورده شد . یکی دیگر از نکات مثبت این فیلم این است که بهتر از فیلم های قبلی سهیلی است . بهتر از چارچنگولی ، ازدواج در وقت اضافه و .... است . سهیلی در این فیلم از فیلم های قبلی اش هم تبلیغ کرده است . از لوگو فیلم چارچنگولی در رستورانش تبلیغ کرده است تا آهنگ پرپرواز شادمهر عقیلی در سکانس رستوران . که این تبلیغات نه تنها در این فیلم بلکه در چند سریال و فیلم دیده ام . سکانس های پایانی فیلم بسیار سطحی و ضعیف است . و سکانس های پس از مرگ باعث ریتم کند فیلم و داستان می شود . و حتی قرار بود سکانس های پس از پایان مرگ حذف شود که نشد و فقط سکانس آخرین فیلم حذف شد . و هیچ کمکی به فیلم نکرد . اما پیام آخر فیلم حذف نشد ، پیام مهمی داشت اما هرجا سخنی دارد . و این پیام هم بی ربط است برای این فیلم . غیر از سانسور شدن سکانس های آخر فیلم . سکانس اول فیلم که سکانس اساسی فیلم است سانسور است ، و سکانسی است که در زمان حال می گذرد و به گذشته شان می روند و فلاش بک می خورد . می توان گفت کل فیلم فلاش بک است . که این سکانس بسیار مهم و اساسی است . با این همه اما این فیلم ، فیلم محترمی است و مهم تر از آن سخیف نیست . یکی دیگر از اشکال های طراحی پوستر این فیلم ضعیف است . این پوستر می توانست خیلی بهتر باشد . حتی بهتر از این . بازی ساعد سهیلی دیدنی ، فوق العاده است . و بازی زیر پوستی خیلی خوبی داشت که کمتر بازیگری می توانست این بازی را از خود ارائه دهد . حق سهیلی هم سیمرغ بود چون بی شک یکی از بهترین بازی هایش بود . و بهتر از فیلم های قبلی اش بود که با پدرش همکاری کرده بود . در کل می توان گفت این فیلم ، مخاطب پسند و گیشه پسند است . و امیدوارم ماندگار شود . ديالوگ برتر : اين قاعده طبيعته از زمان آدم و حوا تا حالا مرد داشته مخ زن رو ميزده و زن هم گول ميخورده . سكانس برتر : دستگيری مردان در پارتی شبانه و مجازات آنها توسط حاجی . نقد فیلم " زندگی خصوصی " : حتما محمد حسین فرح بخش را می شناسید . او همان کسی است که فیلم های سخیفش بسیار زیاد است و تهیه کنندگی بسیاری از این فیلم های بی محتوا را بر عهده داشته . او همان کسی است که در برنامه سینمایی هفت گفت منتقد پوشیدنیه یا خوردنی ! فرح بخش بر این باور است که دیدگاه مردم و مخاطب های عادی بیشتر برایش اهمیت دارد تا مخاطب های خاص و منتقدان . که تفکر غلط است ، به نظر من هر فیلمساز باید به منتقد احترام بگذارد و اجازه دهد فیلمش را نقد کنند . و اتفاقا این نقد کردن است که کارگردان ها را می سازد و شاید در ادامه مسیر فیلم های خیلی بهتری بسازند . او قبل از این فیلم ، فیلم عطش را کارگردانی کرده بود . باید گفت که کارگردانی عطش در حد انفجار بد بود . و داستان هم اصلا خوب نبود . مثل اینکه چند نفر رفاقتی یه فیلم ساخته بودن . همین . حاصل کار رفاقتی هم همین می شود . در مورد جایگاه آدم ها باید بگم که هر کس باید در جایگاه خودش باشد فرح بخش باید همان تهیه کنندگی فیلم های سخیف را بر عهده بگیرد . شاید از فیلم سازی موفق تر باشد . چون هر کس استعدادی در یک زمینه ای دارد و از آن شاخه به شاخه دیگری پریدن اصلا درست نیست و باعث ضربه زدن می شود . و اما در مورد فیلم زندگی خصوصی محمد حسین فرح بخش ، که دومین فیلم سینمایی اش محسوب می شود باید گفت که این فیلم یک درجه بهتر از عطش است اما قابل قبول و حتی رضایت کننده برای مخاطب نیست . به چند دلیل : به خاطر لحن دو گانه فیلم ، سیاسی / خیانت . که به نظر من اگر فرح بخش فقط یکی از این دو موضوع را انتخاب می کرد موفق تر بود . و در فیلم هم می بینیم سکانس ها و پلان های مربوط به خیانت را بهتر ساخته است تا سیاست . و یکی دیگر از اشکال های این فیلم شعاری بودن دیالوگ هایش است . این فیلم به شدت شعار می دهد . فلاش بک های مربوط به گذشته ابراهیم باعث می شود ریتم فیلم را کند سازد . چون باید زمان حال را نشان داد و رفتار امروز این فرد را نشان داد و بعد فلاش بک بخورد به عقب هم باعث جذابیت داستان می شود . هم روایت بهتری پیدا می کند . چون مخاطب در ابتدای فیلم ، شخصیت اصلی را نمی شناسد و با فلاش بک شروع کردن کار اشتباهی است . فرح بخش دوست داشته این فیلم را سیاسی بسازد . اما نتوانست موفق باشد . و نمی دانست از کجا شروع کند . ژانر سیاسی ژانر جذابی است و مخاطب پسند است . ولی در این فیلم پلان های مربوط به سیاست اصلا داستان نداشت . خیانت این فیلم مثل فیلمفارسی هایی است که ساخته شده و ساخته می شود و مثل فیلم های بی محتوای فرح بخش است که ساخته می شود به عنوان مثال فیلم زن ها فرشته اند ! که این فیلم هم سخیف بوده و هم تعریف درستی از خیانت را نداشته اند . در این فیلم هم تعریف درست و جامعی از خیانت را به مخاطب نداده است . پایان فیلم یکی از بدترین پایان هایی است که تا به حال دیده ام . مثل اینکه فرح بخش نتوانسته داستانش را جمع کند و خواسته است با یک شوک فیلمش را تمام کند که به نظر من به فیلم ضربه زد تا کمک ! ریتم فیلم بسیار کند است و خسته کننده و سکانس ها و لوکشین ها تکراری هستند . سکانس خاصی ندارد این فیلم . بیشترین سکانس های این فیلم مربوط به دو لوکیشن است یکی خانه ابراهیم و محل کارش . که این کار باعث خسته کنندگی می شود . و اگر این را هم بگذاریم کنار . نمی توانیم داستان نداشت فیلم را بگذاریم کنار . اگر این فیلم حتی داستان داشت مخاطب را جذب می کرد با لوکیشن های کمش . اکثر فیلم های خوب لوکیشن های کمی دارند و یا حتی لوکیشن های ثابتی است دارد پس مشکل ما لوکیشن های این فیلم ها نیست بلکه مشکل ما فیلم نامه خوب نداشتن است . در این فیلم به اضافه فیلم نامه ، کارگردانی خوبی هم نداریم . به جرئت می توان گفت این فیلم بدترین فیلم اکران نوروزی است . این فیلم نه مناسبتی به نوروز دارد و نه جذابیتی سکانس منتخب : با عرض پوزش ولی این فیلم سکانس منتخبی نداشته و همه ی سکانس هایش خسته کننده است پی نوشت : زندگی خصوصی را در جشنواره فیلم فجر ندیدم اما قرار بود سکانس آتش سوزی ماشین حذف شود که این اتفاق نیفتاد نقد فیلم " چیزهایی هست که نمی دانی :این فیلم اسم بی نظیری دارد و یکی از با ربط ترین اسم هایی است که می توان برای این فیلم گذاشت ، تمپوی اصلی فیلم که همان فیلم نامه ، کارگردانی ، تدوین می باشد به خوبی دراومده . و معلوم است کار شده است . اکثر سکانس ها در شب می گذارد و اگر توجه تان را بیشتر کنید متوجه می شوید که سکانس هایی که در تاکسی علی (شخصیت اصلی) اصلی می گذرد در شب می گذرد ، به این دلیل در شب فیلمبرداری شده است که تلخی علی ، تنهایی ، عشق رها شده ، رویاهایش را نشان دهد . و به علاوه این از نظر زیبایی شناسی کار را بسیار با جنبه و بهتر می کند . این فیلم رو هم جز دسته فیلم های روشنفکرانه می توان گذاشت ، با اینکه خیلی از منتقدین چیزی به عنوان سینمای روشنفکرانه یا فیلم روشنفکرانه قبول ندارن ، اما حقیقت امر این است که این سینما وجود دارد و تفاوت های زیادی با فیلم های درام و معمولی و ژانرهای دیگر دارد . این تعریف شخصی خودم است که نمی توان گفت تخصصی است اما قابل قبول است . ز دیدگاه من فرق این فیلم ها با فیلم های دیگر این است ، فیلم نامه و داستان تا حدودی متفاوت است ، داستان به طور کامل تعریف نمی شود . و بعضی از گره های داستانی رو باید با چند بار دیدن فیلم متوجه بشی ، بعضی از وقایع بدون دلیل پدید می آید . این تعریف شخصی خودم است و شاید بعضی از دوستان این تعریف رو قبول نکنند اما اگر نگاهی به چند فیلم روشنفکرانه مثل : پله آخر و همین فیلم بکنند متوجه می شوند که داستان به طور کامل تعریف نمی شود و داستان غیر خطی تعریف می شود . این فیلم و فیلم هایی نظیر این فیلم مخاطب عام را رضایت نمی کند چون مخاطب عام سینما شناس نیست ، چون مخاطب عام برای سرگرمی به سینما می آید ، چون مخاطب عام می آید فقط چند ساعت بخندد و برود و روزش با خوبی تموم بشه ، چون مخاطب عام دوست ندارد ذهن خود را درگیر گره های داستانی بکند و ...... به خاطر همین و چند مسئله دیگر که خودتان می دانید مخاطب عام این جور فیلم ها را دوست ندارد و می گوید این فیلم ها خسته کننده است . ولی مخاطب خاص نظرش کاملا برعکس مخاطب عام دارد . مخاطب خاص دغدغه سینماست ، برای سرگرمی به دیدن فیلم نیامده ، برای خوردن خوراکی به سینما نیامده ، برای خندیدن به سینما نیامده ، برای این به سینما آمده که فیلم ها را ببیند و درباره شان حرف بزند ، فکر کند . و اگر جایی از داستان ذهنش را مشغول کرده است و معمایی برایش ایجاد شده است . دوباره می رود و فیلم را می بیند و اگر باز هم جواب قانع کننده ای برای معمایش نداشت دوباره دوباره دوباره فیلم را می بیند تا با فیلم ارتباط برقرار کند . و گره اصلی داستان را بفهمد . چیزهایی هست که نمی دانی روایت غیر خطی دارد که بسیار خوب و دقیق گفته شده است . ولی در سکانس های پایانی مخاطب را درگیر خود می کند . که آیا این سکانس به واقعیت نزدیک است یا این سکانس فقط یک رویا است . برای جواب دادن به این سوال باید چند بار این فیلم را دید و بعد از دیدن فیلم به آن فکر کرد تا جوابش را به دست آورد . نمی شود درباره فیلمبرداری دقیق و هوشمندانه و زیرکانه و تحسین کننده ی هومن بهمنش چیزی نگفت . او سکانس های بسیار نابی را فیلمبرداری کرده است . با این که سنش بسیار کم است اما بسیار با تجربه است . سکانس برگزیده : سکانسی که لیلا می گوید برق خانه رفت است و علی به آن خانه می رود و خاطراتش با لیلا مرور می کند دیالوگ برگزیده : ۱ - علی : یادمه یکی از دوستام وقتی به مشکلی بر می خورد می گفت : رهاش کن بره رئیس ۲- وقتی از خونه میام بیرون نمی دونم چرا یهو تپش قلب می گیرم..دیشب خواب دیدم و بعد توو خواب به این نتیجه رسیدم که زندگی شبیهِ چیزیه مثل ... . می دونی؟ نمی تونم اسمشو بگم اما زندگی شبیهِ اونه!









حامد : واسه چی ؟
نهال : اينكه دادگاه رو بردی ...
حامد : كاش تو رو می بردم !
برچسبها: نارنجی پوش, حامد بهداد, لیلا حاتمی, داریوش مهرجویی

یادش به خیر وقتی تو سینما دیدم قشنگ ترین قسمت فیلم این بود که محسن تنباکویی یه زن دیگه داشت کل فیلمو باید تو اون سکانس تجزیه و تحلیل میکردی که نامردا حذف کردن....
برچسبها: سعادت آباد

بازی ترانه علیدوستی خوب بود و یکی از بهترین بازی هایش بود که انجام داد
در مورد بازی حامد بهداد فقط می توان گفت متفاوت ظاهر شد همین!!!
صابر ابر دیدنی و شگفت انگیز بازی کرد
مهدی ماهانی برخلاف فیلم های قبلی اش اولین فیلمش بود که طبیعی بازی کرد
دو اشکال بزرگ از فیلم می توان گرفت :
1- نوع فیلمبرداری فیلم و دوربین رو دوست اصلا به مخاطب کمک نمی کند و دچار خستگی چشم مخاطب می شود . دوربین رو دست شاید در بعضی از سکانس ها برای نشان دادن سوم شخص مناسب باشد اما در همه ی سکانس های فیلم اصلا مناسب نیست
2- مشکل اساسی و اصلی من این است که فیلم پایان ندارد نه می توان گفت پایان باز است و نه می توان گفت پایان آشکار است !!!
وقتی فیلم به تلخی بیش از حد خود رسیده است و مخاطب میخکوب شده است تا ببیند سکانس بعدی چه اتفاقی می افتد تیتراژ پایانی فیلم شروع می شود و فیلم تمام می شود . به نظرم اگر علیرضا امینی صبر می کرد و مخالفت می کرد با سانسور فیلم خیلی بهتر بود . چون فیلم خوش ساختی است اما پایان نا مشخصی دارد . می توان گفت پایان بی انتهایی است !!!!
........................................................................
در کمترین فیلم سینمایی این نکته مثبت را دیده ام که الان می خواهم بگویم : قبل از اینکه ترانه علیدوستی می خواهد برود کلیه اش را بفروشد . الهه حصاری را می بینیم که او هم می خواهد کلیه اش را بفروشد و عجله دارد . داستان این دو زن یکی است . و او هم یک اعدامی دارد . حتی او را در یک سکانس دیگر می بینیم که برای پول دیه می رود هر کاری می کند . و ناراحت است . این نگاه خوب را کمتر دیده ام از کارگردانی
در کل فیلم خوبیه و ارزش چند بار دیدن را دارد

برچسبها: امین حیایی, حمید رضا پگاه, محمد رضا شریفی نیا

برچسبها: ساعد سهیلی, سعید سهیلی, حمید فرخ نژاد

برچسبها: محمد حسین فرح بخش

برچسبها: علی مصفا, هومن بهمنش, لیلا حاتمی
| Design By : Night Melody |


























.jpg)

