X
تبلیغات
نقد فیلم های سینمای ایران

نقد فیلم های سینمای ایران


نگاهی به نمایش بادی که تو راخشک کرد مرا برد به قلم پرهام موسوی در روزنامه بانی فیلم / یک نمایش موفق :

برای خواندن این نقد به لینک زیر بروید : http://www.banifilm.ir/Modules/Mobile/MobileNewsDetail.aspx?News_Id=25883

بانی فیلم  -  پرهام موسوی : نمایش بادی که تو را خشک کرد مرا برد به طراحی و نویسندگی و کارگردانی علی نرگس نژاد که برگرفته از نمایش نامه چشم هایی که مال تو نیست بهاره رهنما است که اگر مقایسه اش بکنیم با این نمایش متوجه می شویم قصه کار تفاوت های اساسی کرده است و شخصیت مرد یکی از شخصیت های کلیدی نمایش شده است . 

پژمان جمشیدی قبل از آنکه در این نمایش بازی کند انتقاد ها و پیش داوری های زود هنگامی بر او کردند ولی خوشبختانه استقبال و رضایت مخاطبین از تئاتر نشان داد که پژمان جمشیدی از پس نقشی که در این تئاتر داشته است برآمده است . کل این نمایش وهم و خیالات شخصیت زن قصه ی ماست با بازی بهاره رهنما در این نمایش شخصیت زن اول شخص و شخصیت اصلی قصه ی ماست و در مقابلش یک شخصیت مرد را داریم . تئاتر ارث پدری هیچ کس نیست و واقعا متاسفم که دوستان تئاتری آنقدر زود پیش داوری کردند و ندیده قضاوت کردن آن هم قضاوت زود هنگام و اشتباه ... به هر حال هر کسی که استعداد داشته باشد می تواند خودش را در صحنه تئاتر محک بزند و پژمان جمشیدی هم بعد از استقبال پر شور از سریال پژمان ، در این نمایش بازی کرد و در سریال پژمان ثابت کرده بود که استعداد فوق العاده ای دارد و در تئاتر هم خیلی خوب و عالی ظاهر شد . و آن نقش را به گونه ای بازی کرد بلکه زندگی کرد . 

فن بیان و فن حرکات پژمان جمشیدی در این نمایش بسیار هنرمندانه است و به گونه ای است که سال ها کار تئاتر انجام داده است و برای اولین تجربه تئاتری حتی بهتر از خیلی از کسانی است که اولین تجربه تئاتری شان را تجربه کرده اند . 

بهاره رهنما مثل همیشه عالی و مسلط ظاهر شده است و مخاطب همراه این شخصیت می شود چون شخصیت زن قصه ی ما ، شخصیت اصلی قصه ماست اگر نقشش را به خوبی ایفا نمی کرد قطعا نمایش به این خوبی در نمی آمد . 

در خلاصه داستان این نمایش آمده است که شخصیت مرد قصه ی ما پس سال ها به دیدار زن قبلی اش می رود و از فرانسه راهی ایران می شود تا زن قبلی اش را دیدار کند و در پایان نمایش شخصیت مرد قصه را می بینیم که وارد آتلیه عکاسی همسر سابقش می شود و نمای پایانی به گونه ای است که زندگی شان پایدار است و به این نتیجه می رسیم که دقایق اول تا اندکی از پایان وهم و خیالات زن نمایش را در آتلیه عکاسی اش دیده ایم که منتظر همسرش است تا چند ساعت آینده به آتلیه برسد . 

با اینکه این نمایش دو بازیگر دارد و تعدد بازیگران حس نمی شود ولی برای مخاطبان خسته کننده نمی شود . یکی از نکات مثبت این نمایش این است که طراحی صحنه ، طراحی خاصی است طراحی است که مخاطب را جذب خودش می کند و طراحی لباس ها بسیار خوب و دقیق انجام شده است . 

در مورد آهنگسازی و موسیقی کار هم باید گفت موسیقی و نورپردازی خاصی دارد این نمایش ، نمی شود گفت که آهنگسازی کار خیلی عالی است ولی موسیقی خاص و متوسطی است که خدا رو شکر مخاطب را راضی نگه می دارد . 

میزانسن ها آنقدر خوب چیده شده است که در هر نقطه از سالن مخاطب بنشیند دید کلی به صحنه دارد البته این نکته در سالن حافظ دیده می شود در سالن خلیج فارس نیاوران چون سالن به شدت تفاوت دارد با سالن خوب حافظ به این نتیجه می رسیم که سالن خلیج فارس ، سالن خوبی نبوده و دید کلی به صحنه برای همه ی مخاطبان نبوده است و فقط مخاطبانی که ردیف های اول می نشستند می توانستند دید نسبتا خوبی به نمایش داشته باشند . چون سالن حافظ یک سالن بسیار خوبی برای این نمایش بود . 

دیالوگ ها بسیار دقیق و ماندگار در این نمایش استفاده شده است و این نشان از آن دارد که علی نرگس نژاد بسیار دقیق از این دیالوگ ها استفاده کرده است . 

در پایان باید گفت که این نمایش یک نمایش موفق بوده است چون استقبال از تئاتر نشان از این حرف من است . پس به این نتیجه می رسیم نباید در مورد شخص خاصی و نمایش خاصی قضاوت زود هنگام بکنیم چون اگر متوجه باشیم انسان ها قربانی قضاوت های بی دلیل شان می شود . به امید اینکه دوستان تئاتری همکاران شان را حمایت کنند نه تخریب . 

نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1392ساعت 13:21 توسط پرهام موسوی|



هارمونی - پرهام موسوی : فیلم بشارت برای یک شهروند هزار سوم ساخته دکتر هادی کریمی ، فیلمی است که می توانست خیلی بهتر باشد ولی باید گفت که محمد هادی کریمی بعد از دو فیلم اولش با برف روی کاج ها به یک پیشرفت اساسی رسید اما با آخرین فیلمش به یک سقوط رسید .

این فیلم هم از لحاظ فنی و هم از لحاظ فیلم نامه ضربه اساسی دارد . تدوین فیلم بسیار نامنظم و پر از جامپ کات و فیدهای بی مورد است . فیدها آنقدر زیاد است که مخاطب نمی تواند با فیلم همراه شود . وقتی فیلم نامه شعاری می شود مخاطب هم حتی نمی تواند با بازی بازیگران همراه شود البته باید گفت که به جز بازی درخشان بانو هنگامه قاضیانی ، مابقی بازیگران به هیچ عنوان خوب بازی نمی کنند ، بازی بد بازیگران هم بر می گردد به شخصیت پردازی نادرست و هدایت نکردن درست کارگردان . 
موسیقی این فیلم و ملودی هایی که در این فیلم استفاده شده است اصلا ربطی به موضوعیت فیلم ندارد در کل این فیلم ، یک فیلم چند شاخه ای است که معلوم نیست تم اصلی و طرح کلی اش درباره چه است و در پایان هم یک نتیجه بندی کلی هم از این بحران شیطان پرستی نمی بینیم و فقط یک طرح موضوع کم و بیش ناقص می بینیم و دیگر هیچ 
نقاط شروع و پایان فیلم اصلا مناسب نیست و یکی از دلایلی که مخاطب نمی تواند با این فیلم همراه شود همین نکته است چون فیلم قرار است با شخصیت هنگامه قاضیانی شروع شود ولی این اتفاق نمی افتد و فیلم شاخه به شاخه می شود و اواسط هم فیلم تبدیل می شود به چند مونولوگ شعاری که بازیگران برای خودشان می گویند . 
و حتی غافلگیری جالبی هم این فیلم نداشت و قتل مینو با بازی هنگامه قاضیانی چیزی را به ما ثابت نمی کند . 
البته اکثر فیلم هایی که محمد هادی کریمی نوشته است یا حتی کارگردانی کرده است ریتم بسیار کندی دارد آن هم به این دلیل است که نمی تواند متن و فیلم نامه را به زبان سینما در بیاورد چون این فیلم بیشتر شبیه یک مستند است تا یک فیلم سینمایی و اگر این همه ستاره در این فیلم نبودند به هیچ عنوان فروشی هم نکرد . 
در پایان باید گفت که ای کاش بتوانیم با زبان سینما با مخاطبان مان ارتباط برقرار کنیم چون این فیلم حرف مهمی می زند و می تواند پیام مهمی را به جوانان برساند ولی وقتی ساختار سینمایی مناسبی ندارد به هیچ عنوان هیچ مخاطبی نمی تواند با فیلم همراه شود . و متاسفانه فیلم به سمت شعار زدگی می رود حتی نقشی که حمید فرخ نژاد بازی کرده است بهش نمی خورد و این نقش اصلا مناسب فرخ نژاد نیست و به همین دلیل هم بازی آنچنان خوبی هم از او ندیدیم . 
به امید اینکه ساخته های بعدی این کارگردان قابل تحمل باشد و شاهد پیشرفت در کارهای بعدی اش باشیم.

نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1392ساعت 0:32 توسط پرهام موسوی|


همین یادداشتم در سایت هارمونی ، لینک : http://harmoony.net/silver-screen/iran-cinema/296-jashnvare-koodak.html


هارمونی - پرهام موسوی :جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان طبق همان پیش بینی هایی که داشتم بسیار نامنظم برگزار شد .

همهمه ای که در سالن ویژه خبرنگاران برای نمایش فیلم به وجود می آمد یا آماده نبودن فیلم و تاخیر کردن در پخش . زیر نویس نداشتن بعضی از فیلم ها و .... تمام این ها نشان از آن داشت که جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان یک جشنواره ناامیدکننده است . البته این نکته را هم نباید فراموش کرد که این جشنواره در هر سه دوره ای که بعد از همدان در اصفهان برگزار شد بسیار بی نظم برگزار شد . جدای از بی نظمی جشنواره امسال ، فیلم های جالبی هم در جشنواره فیلم کودک و نوجوان امسال دیده نشد اکثر فیلم ها برای کودکان و نوجوانان ساخته نشده بود و اگر هم از کارگردان های این فیلم ها اعتراض می کردی به سختی و با پافشاری از فیلم شان دفاع می کردند و به یک منطقی می گفتند که این فیلم برای کودک یا نوجوان ساخته شده است . یک فیلم خوش ساخت جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان که اتفاقا برای کودکان هم ساخته شده بود فیلم سفر زمان امیر شهاب رضویان که یک فیلم بسیار فانتزی و شادی بود که مختص کودکان بود . البته جلوه های ویژه این فیلم بسیار ضعیف و مصنوعی بود اما موضوع و تم و طرح اصلی فیلم بسیار تحسین کننده بود . فیلم دیگری هم که دغدغه نوجوانان بود فیلم او خوب سنگ می زند فیلمی که تمام شخصیت هایش لهجه لری داشتند و اتفاقا همین لهجه فیلم را زیبا کرده است و جدای از قصه ی خوب این فیلم ، نمی شود از بازی خوب ساعد سهیلی در این فیلم گذشت . آخرین فیلمی که کم و بیش تلاش کرده بودند فیلم خوبی بشود ولی متاسفانه در اجرا و عجله کردن برای رساندن به جشنواره این اتفاق نیفتاد فیلم سه اپیزودیک گنجشک اشی مشی بود . یکی دیگر از ضعف های جشنواره فیلم کودک و نوجوان امسال ، مجری خوبی نداشتن برای افتتاحیه و اختتامیه چون در سال قبل و دو سال گذشته مجریان توانایی برای اختتامیه بودند اما امسال اصلا این اتفاق نیفتاد و تمام این اتفاقات باعث می شود که جشنواره جالبی نداشته باشیم . جشنواره فیلم کودک و نوجوان اگر بی نظمی ها و شلختگی هایش در سال های آینده ادامه داشته باشد ، برگزار نشود بهتر است .

نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1392ساعت 23:0 توسط پرهام موسوی|


نگاه من به فیلم دهلیز در سایت هارمونی ، لینک : http://harmoony.net/silver-screen/iran-cinema/289-dehliz-movie.html

هارمونی - پرهام موسوی : فیلم دهلیز قصه اش را مشخصا خوب تعریف نمی کند و به همین دلیل ریتم کندی به خود می گیرد ، نیم ساعت اولیه فیلم و قبل از دیدار پدر و پسر متوجه نمی شویم که قصه دهلیز چیست و درباره چه چیزی سخن می گوید ، فقط چند سکانس یا بهتر بگیم چند تا راش می بینیم که پشت سر هم گذاشته شده و هیچ ارتباط خاصی به هم ندارند . بعضی از سکانس ها و بعضی از میزانسن های این فیلم واقعا درجه یک هستند به طوری که می توان گفت بهروز شعیبی برای تک تک پلان هایش فکر شده عمل کرده است و این یک برگ برنده است برای او . دهلیز برای یک فیلمساز کار اولی فیلم خوبی نیست چون می توانست خیلی بهتر باشد . 

هانیه توسلی آنقدر پرقدرت بازی نکرد که لایق سیمرغ باشد منظورم این نیست که بازی ضعیفی در این فیلم داشته است نه اصلا اینطور نیست بلکه بازی اش در حد سیمرغ گرفتن نبود . 

کل فیلم یک فلاش بک بزرگ است ، و در پایان هم می بینیم که آن بچه از ولی دم خواهش می کند که پدرش را ببخشند اما متوجه نمی شویم که آیا پدر را بخشیدن یا اعدام شد ؟ 
دهلیز با ابهام تمام شد . عاقبت شخصیت ها مشخص نشد مخصوصا رضا عطاران . رضا عطاران شخصیتی که بازی کرده بود مشکل شخصیت پردازی بود و حتی می توانست حضور بیشتری در این فیلم داشته باشد . 

یکی از نکات مثبت این  فیلم این است که تیتراژ آغازین و حتی تیتراژ پایانی قابل توجه و منحصر به فردی دارد که بسیار هم متفاوت عمل کرده است . 

مشکل اصلی دهلیز این است که قصه ای تشکیل داده نمی شود هر چقدر کارگردانی خوب است ولی فیلمنامه کامل نیست و به همین دلیل مشکل ریتم در فیلم دیده می شود . ریتمی که به شدت کند می شود ، هر چقدر فیلم جلو می رود متوجه نمی شویم فیلم در چه رابطه ای می خواهد حرف بزند . 

نباید از فیلمبرداری خوب این فیلم غافل بشویم ، میزانسن های دقیق بهروز شعیبی یک طرف و فیلمبرداری ، فیلمبردار دهلیز هم طرف دیگر . هر دو مکمل یکدیگر بودند و به همین دلیل باعث شد قاب های بسیار زیبایی از این فیلم ببینیم .

بهروز شعیبی باتوجه به اینکه می توانست فیلم بهتری بسازد اما به عنوان فیلم اول کم و بیش قابل قبول است اما فیلم دوم مسولیت کار را بیشتر می کند چون شعیبی باید در نظر بگیرید که نواقص کار قبلی در کار جدید دیده نشود و خیلی خیلی بهتر از کار قبلی شود 


نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1392ساعت 3:22 توسط پرهام موسوی|


این نقدم در سایت هارمونی ، لینک : http://harmoony.net/silver-screen/iran-cinema/285-4th-child-movie.html
هارمونی - پرهام موسوی : فرزند چهارم در یک نگاه کلی متوجه می شویم که یک مستند است تا یک فیلم سینمایی در ابعاد حرفه ای . مشکل اصلی فرزندچهارم این است که این فیلم اصلا قصه ندارد و مخاطب همراه نمی شود . فیلم سینمایی نباید بی قصه و با قرار گرفتن یک تم در پس زمینه ساخته شود در عین حال برعکس فیلم قبلی وحید موسائیان با یک دکوپاژ و میزانسن های ساده طرف هستیم ، میزانسن هایی که بسیار دم دستی هستند . حرکت های خاصی از دوربین دیده نمی شود و اکثر سکانس های فرزند چهارم دوربین ثابت است و حرکت خاصی ندارد و پلان ها زمان زیادی دارند و باعث ریتم بسیار کند فیلم می شود . شخصیت ها پردازی بسیار نادرست است و شخصیت ها اصلا خوب توضیح داده نمی شوند برای ما به طور مثال ما متوجه نمی شویم که شخصیت رویا (مهتاب کرامتی ) دغدغه اصلی اش چیست که می خواهد به سومالی برود یا حامد بهداد در پایان فیلم زنده می ماند یا نه . عاقبت شخصیت ها اصلا مشخص نمی شود . به جز موسیقی خوب این فیلم نکته مثبتی در این فیلم دیده نمی شود . بازی ها اصلا خوب نیست چون کارگردان نتوانسته به خوبی از بازیگرانش بازی بگیرد به همین دلیل بازی ها به دل نمی نشیند .

این فیلم در حد یک تله فیلم است و در حد فیلمی نیست که سینمایی شود و بعد از آن اکران شود . ای کاش کارهای سفارشی با ایده ساخته شوند . فیلم قبلی وحید موسائیان بسیار فیلم خوبی بود در برابر این فیلم و برعکس فرزند چهارم ، قصه داشت .

جامپ کات های زیاد این فیلم نشان از تدوین ضعیف این فیلم دارد . نیمه دوم و مخصوصا پانزده دقیقه پایانی فیلم ریتم فیلم به شدت افت پیدا می کند به طوری که مخاطب دیگر نمی تواند با فیلم ارتباط برقرار کند . فرزند چهارم فقط ده دقیقه اولیه اش قابل تحمل است و مابقی فیلم اصلا قابل تحمل نیست و مخاطب سینما هم نیامده است که یک مستند ببیند بلکه آمده است یک فیلم سینمایی ببیند . در مورد سومالی بایک قصه ای ناب میشد حرف تازه ای زد ولی این اتفاق در این فیلم رخ نداد . مهدی هاشمی که در همه ی کارهایش عالی دیده شده ولی در این فیلم باتوجه به اینکه شخصیت پردازی مناسبی نداشته است بازی اش اصلا خوب در نمیاد و به دل مخاطب نمی نشیند .

شخصیت محب با بازی حسین محب اهری بسیار گنگ است و در پایان متوجه نمی شویم که عاقبت این شخصیت به کجا ختم می شود و چه اتفاقی برایش می افتد و در ضمن محب با اینکه ایرانی نبود چطور می توانست آنقدر خوب فارسی صحبت کند ؟ البته جدای این مسائل نباید از بازی خوب آقای حسین محب اهری غافل شد چون به هرحال بازی مناسبی داشتند و مشکل اصلی این شخصیت ، شخصیت پردازی نادرستش است .

اساسی ترین مشکل فیلم ، فیلم نامه آشفته اش است که نه معلوم فیلم قصه گویی است و نه معلوم است مستند است چون بین مستند و داستان گویی گیر کرده است و در بعضی از سکانس ها داستان گویی را می بینیم و در اکثر سکانس ها مستند می بینیم .

در پایان باید گفت که هیچ وقت فیلم سفارشی دغدغه مند نبوده و فیلم ساز با جان و دل آن فیلم را نساخته اگر بگذاریم فیلمی ساخته شود با ایده ی سازنده قطعا فیلم بهتری می شود به امید ساخته شدن فیلم های خوب . 

نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1392ساعت 3:19 توسط پرهام موسوی|

نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1392ساعت 14:4 توسط پرهام موسوی|



همین نقدم در سایت هارمونی منتشر شد : http://harmoony.net/silver-screen/iran-cinema/282-pole-chobi-movie.html

هارمونی - پرهام موسوی : پل چوبی جدیدترین فیلم مهدی کرم پور محسوب می شود که بعد از فراز و نشیب هایی این روزها به اکران در آمده است . تم اصلی پل چوبی فرار کردن نسل جوان از ایران و عشق است . از کارگردانی کار نمی شود ایرادی گرفت چون از لحاظ دکوپاژبندی و هم از لحاظ میزانسن بی نظیر بود . باتوجه به تمام پلان های این فیلم متوجه می شویم که سر هر پلان فکر شده است و بدون میزانسن این فیلم فیلمبرداری نشده است . و آنطور که به نظر می رسد برای تمام سکانس ها و پلان ها این فیلم استوری برد طراحی شده است که برای فیلمبرداری کار را راحت تر کرد . مشکل اساسی این فیلم ، فیلم نامه اش است با اینکه بسیار خوب نگارش شده است و بسیار دیالوگ های پر مفهوم و ماندگاری دارد ولی قصه می توانست بهتر پرداخته شود و حتی می توانستند به یک پایان بندی واحدتر و مسنجم تری برسند چون پایان بندی فیلم اصلا خوب نیست چون معلوم نیست که شخصیت اصلی قصه ی ما یا همان امیر چه می کند و با زندگی اش چه می کند البته کل فیلم یک فلاش بک بزرگ است که به روایت امیر که شخصیت اصلی فیلم است جلو می رود . نباید از نریشن های امیر غافل شد چون بسیار پرمفهوم است .

موسیقی فیلم هم بسیار عالی است ولی مشکل اساسی که آهنگسازی این کار دارد بعضی از ملودی هایش شبیه کارهای قبلی کارن همایونفر است  و بعضی از ملودی ها خیلی خیلی شباهت دارد به آهنگسازی فیلم جرم البته بعضی از ملودی هایش نه همه .

به جز بهرام رادان و مهناز افشار اکثر بازیگران مناسب نقشی نیستند که بازی کردند . هدیه تهرانی اصلا به آن نقشی که در این فیلم بازی کرده است  نمی خورد و به همین دلیل است که بازی عالی از هدیه تهرانی در این فیلم نمی بینیم و شاهد یک بازی متوسط از هدیه تهرانی هستیم . چون اصلا به عشق قدیمی شخصیت اصلی قصه ی ما نمی خورد .

یا مهران مدیری که در این فیلم نقش دکتر صبوحی و یکی از کلیدی ترین نقش ها را بازی می کند  باید گفت که مناسب این نقش نیست و مدیری هدایت درستی نشده است برای این نقش چون لحن حرف زدنش و میزانسن هایش شبیه شخصیت بلوتوس است که در سریال قهوه تلخ بازی کرده است  مخصوصا لحن حرف زدنش .

اما فرهاد اصلانی بسیار پرقدرت و پرانرژی نقشش را بازی می کند با اینکه نقش نسبتا کوتاهی بود اما به دلیل بازی خوبش مخاطب با این نقش ارتباط برقرار می کند .

اما شخصیتی که  آتیلا پستیانی در پل چوبی بازی کرد  به دلیل شخصیت پردازی نادرست نتوانست مخاطب را همراه کند و به همین دلیل نقشی نبود که به دل بنشیند .

پل چوبی یک سال را روایت می کند از بهار 88 این فیلم آغاز می شود و تا زمستان 88 این فیلم تمام می شود . و روایتگر اصلی این فیلم امیر با بازی بهرام رادان است . پل چوبی فیلم سیاسی نیست و فقط فیلم روایتگر یک سال از زندگی امیر است . یکسالی که زندگی اش تغییر اساسی می کند .

پل چوبی مهدی کرم پور مثل اکثر فیلم هایش در مورد دغدغه های نسل جوان است ، نسل جوانی که آینده را در خارج از کشور می بیند . اپیزود دوم طهران تهران / سیم آخر ، جایی دیگر و ..... چند فیلمی از مهدی کرم پور است  که اشاره به یک تم خاص دارد پل چوبی هم در ادامه این فیلم ها ساخته شده است .

یکی از مشکلات اساسی تدوین پل چوبی این است که در پایان اکثر سکانس  ها از فید استفاده کرده اند . که این فیدها برای نشان دادن گذر زمان استفاده می شوند اما فیدهای این فیلم آنقدر زیاد است که مخاطب نمی تواند با فیلم همراه شود .

در کل می توان گفت پل چوبی فیلم موفقی است و مشکل اصلی اش تا حدودی فیلم نامه و شخصیت پردازی نادرست اکثر شخصیت های فیلم است اما با این حال فیلمی است که ارزش چند بار دیدن را دارد و دغدغه مند است .

اشکالی که می توان از بازی بهرام رادان در این فیلم گرفت این است که بهرام رادان در این فیلم مثل مابقی فیلم هایش مصنوعی بازی کرده است . بهرام رادان بعد از بازی ماندگارش در سنتوری به یک افت در بازیگری اش  رسید که تا الان هم ادامه دارداتفاقا بهرام رادان هم در مصاحبه ای درباره این مسئله گفت که وقتی کارگردان  ها به من میگن خوبه و بازیت خوب بود و منم بهشون میگم می تونم این پلان رو صد جور دیگه هم بازی کنم . البته به نظر من بهرام رادان بعد از بازی در سنتوری به دلیل دیده شدن آن نقش و سیمرغی که گرفت نتوانست در مابقی فیلم هایی که بازی کرد بازی اش را کنترل کند اما همه ی تقصیرها را نباید گردن بهرام رادان انداخت به هر حال هدایت کارگردان و رسیدن به شخصیت هر فیلم بستگی به فیلم نامه و شخصیت پردازی درست آن شخصیت دارد . یکی از مصنوعی ترین سکانس هایی  که بهرام رادان در پل چوبی بازی کرد ، سکانسی بود که به شیرین زنگ می زند و متوجه می شود صبوحی گوشی را برمی دارد و عصبانی می شود و گریه می کند و تلفن را پرت می کند .

در پایان باید گفت که اگر کارگردان فیلم تمرکزشان را خیلی بیشتر بر روی فیلم نامه کار می گذاشتند شخصیت پردازی ها بسیار بهتر در می آمدند اما با این حال هم پل چوبی فیلم ضعیفی نیست و جز فیلم های متوسط این روزهای سینمای ایران است . 

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392ساعت 1:46 توسط پرهام موسوی|

نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1392ساعت 15:42 توسط پرهام موسوی|

نگاه من به ماه عسل امسال در سایت هارمونی ، لینک : http://harmoony.net/silver-screen/persian-tv-series/250-honey-moon-92-ehsan-alikhani.html


هارمونی - پرهام موسوی : ماه امسال متفاوت تر از سال های قبلش ظاهر شد و به نوعی این برنامه به بلوغ خود رسیده است و یک برنامه کامل است . این برنامه متعلق به احسان علیخانی است چون همه ی ما می دانیم که این برنامه با اجرای احسان علیخانی پخش شد و الان هم با تهیه کنندگی و اجرایش ادامه دارد . فن بیان و قدرتی که علیخانی در اجرایش دارد باعث می شود که اجرایش به شعار کشیده نشود و این خودش یک امتیاز ممتاز برای یک مجری است ، چون اکثر مجری های تلویزیون به شعار دادن کشیده می شوند و اصلا به دل نمی نشینند و به همین دلیل که حرف شعاری رو کسی قبول نمی کنه به همین دلیل هم به دل نمی نشیند اما احسان علیخانی این طور نیست . در طی سال های قبل که مجری ماه عسل عوض میشد شاهد ضعف در اجرا و طراحی برنامه بودیم و آن فن بیان و آن شجاعت در گفتار مجری برنامه اصلا نبود و متاسفانه به شعار کشیده میشد . ماه عسل در کل قصه های آدم هایی است که شاید قصه شان تلخ باشد اما این قصه واقعیت های جامعه ما هستند ، جامعه ای که می بینیم پس باید چشم مان را از این حقایق و واقعیت ها نبندیم

یکی از اساسی ترین مشکل برنامه ماه عسل این است که دکور مناسبی ندارد چون تم سیاه دکور باعث تلخی دوچندان برنامه می شود و اگر در پس زمینه از رنگ های شاد استفاده می کردند خیلی خیلی استودیو جلوه بهتری پیدا می کرد و انتقاد بعدی هم که خیلی اساسی هم هست این است که چرخش دکور برنامه شاید خوب باشد ولی باتوجه به صدایی که دارد هم برای مهمان ها و هم برای مخاطب های برنامه دلخراش است و با شنیدن این صدای دلخرش چرخش پس می زنند که مابقی برنامه را ببینند

ماه عسل امسال خدا رو شکر مهمان هایش حرف های شعاری نزدند و خدا را صد مرتبه شکر که قصه ها و سوژه ها شعاری نبودند چون همه ی ما می دانیم که مردم و مخاطب های تلویزیون حرف های شعاری رو قبول نمی کنند حتی اگر خیلی زیبا آن حرف بیان بشه اما باز هم نتیجه ای ندارد چون شعاری است

پلاتوهای اول ماه عسل و حرکت های تراولینگ و کرین دوربین نشان از کارگردانی دقیق ماه عسل را دارد و حتی می توان پیشرفت کارگردانی این برنامه را از سال های قبل دید . تیتراژ اولیه ماه عسل همیشه متفاوت بوده است و الان هم متفاوت است جدای از صدای خوب فرزاد فرزین ، تیتراژ جالبی شده است تیتراژ اولیه برنامه

ماه عسل همیشه از فیدبک ها و بازخوردهای مردم استفاده می کرد و همین نکته باعث می شد تا مردم دلگرم تر این برنامه را نگاه کنند و صد در صد می دانستند که انتقادها یا نظرات یا پیشنهادهای شان به گوش عوامل برنامه می رسد . اکثر کسانی که مخالف این برنامه هستند اگر ازشان بپرسید که چند قسمت یا حتی چند دقیقه از ماه عسل امسال دیده اید می گویند یک قسمت یا ده دقیقه یا اصلا ندیدم ، با توجه به این که کامل ندیدن یا حتی اصلا ندیدن دست به قضاوت کردن می کنند و قضاوت های نادرستی از ماه عسل می کنند ، حتی شعار خود برنامه این است که هر قسمت را کامل ببینید بعد نظراتان را بازگو کنید .

ماه عسل امسال تاثیر فوق العاده ای برای مردم داشت ، چون این روزها که روزهای پایانی ماه عسل است مردم ما دلتنگ ماه عسل می شوند و دلتنگ تمام شدن این برنامه هستند پس قطعا موفقیت خودش را ثابت کرده است چون الان اکثر سریال های ماه رمضان با مخاطبان ارتباط برقرار نکردند و به همین دلیل مردم هم ناراحت نیستند که با این سریال ها خداحافظی کردند اما اکثریت ناراحت هستند که ماه عسل دارد تمام می شود 

ماه عسل فقط به لطف حضور احسان علیخانی و گروهش ، ماه عسل می شود پس بیایید دعا کنیم که سال آینده همین گروه ی خوب ماه عسل 93 را بسازند ، به امید خدا .

نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1392ساعت 16:11 توسط پرهام موسوی|

نگاهی به فیلم هیس دختران فریاد نمی زنند به قلم پرهام موسوی در سایت هارمونی : http://harmoony.net/silver-screen/iran-cinema/239-hiss-girls-dont-scream.html

هارمونی - پرهام موسوی : هیس دختران فریاد نمی زنند کامل ترین فیلم پوران درخشنده محسوب می شود و این فیلم نوعی بلوغ درخشنده را در فیلمسازی نشان می دهد . فیلم کامل نیست ولی در کارنامه کاری پوران درخشنده یک اثر کامل محسوب می شود . فیلم موضوع ملتهبی را در پی دارد و اتفاقا هم خیلی خوب توانسته است این موضوع ملتهب را بازگو کند اما کارگردانی اثر با فیلم نامه همخوانی ندارد و همین مسئله باعث می شود که فیلم در پانزده دقیقه پایانی با مخاطب همراهی نکند . فیلم نامه خوبی داره این فیلم ولی ساختار فیلم زیاد جامع نیست اما باید بگم که این فیلم خیلی مظلوم واقع شده است و اصلا در جشنواره فیلم فجر دیده نشد نه خود فیلم دیده شد و نه حتی بازی بازیگرانش دیده شد . طناز طباطبایی که به گفته من و خیلی های دیگر حقش سیمرغ بود ولی ناحقی شد و سیمرغی نگرفت یا نیماصفایی که یکی از نقش های کلیدی این فیلم را دارد حقش حداقل نامزد شدن در جشنواره بود اما بازهم این اتفاق نیفتاد . البته این اتفاق اصلا تعجب برانگیز نیست چون فیلم های خوبی داشتیم تو این چند سال اخیر که اصلا دیده نشدند و کنار رفتند اما گذر زمان همه چیز را ثابت می کند . 

با توجه به زمان خوب اکران باید گفت هیس پرفروش ترین فیلم روی پرده می شود چون اگر نگاهی بیندازیم به مابقی فیلم های در حال اکران متوجه میشویم که کیفیت مابقی فیلم ها در مقایسه با هیس دختران فریاد نمی زنند ضعیف است . نباید از موسیقی خوب کارن همایونفر برای این فیلم نادیده گرفت یک موسیقی ناب و شنیدی . اما در مورد دکوپاژ بندی و میزانسن های این فیلم هم باید بگم که اکثر مخاطبان می گفتند کلوزآپ های این فیلم غالب است بر روی تمام فیلم اما اصلا اینطور نیست ما فقط نمای کلوزآپ در این فیلم نمی بینیم هم کرین هم نمای مدیوم شات هم لانگ شات هم فول شات در این فیلم می بینیم و این تنوع در فیلم دیده می شود پس به این نتیجه می رسیم که نمای کلوزآپ غالب بر روی فیلم نیست .

پانزده دقیقه پایانی به نظرمن اضافی بود و اگر حذف می شد روند بهتری می گرفت فیلم ، و مخاطب بیشتر همراه فیلم میشد . سکانس های پایانی و اوردز به جای اینکه برای مردم تلخ باشد خنده دار شد و اکثر مخاطبان در سالن سینما از خنده داشتند می مردند . 

نباید از بازی دیدنی و فوق العاده بابک حمیدیان از این فیلم گذشت ، بابک حمیدیان هم جز بازیگرانی است که اصلا در سینما دیده نشد . حس ترس و نگرانی در نقشی که در این فیلم بازی کرد بسیار دقیق و حساب شده بود .

فلاش بک های ملتهب هیس دختران فریاد نمی زنند خیلی جالب بود و شروع این فلاش بک ها می توانست در سکانس های آغازین صورت بگیرد اما در اواسط فیلم این فلاش بک ها شروع شد و باعث پیشرفت در روند کلی فیلم شد . 

نباید از تدوین ماهرانه هایده صفی یاری از این فیلم گذشت ، تدوین باعث شده است که سکانس ها خیلی طولانی نشود و ریتم کلی فیلم هم کند نشود بلکه ما با یک ریتم ملایم در این فیلم همراه هستیم که اصلا هم خسته کننده نیست و آن پانزده دقیقه پایانی هم ربطی به تدوینگر ندارد به نظرم آن پانزده دقیقه در فیلم نامه اضافی بود و کاملا باید حذف میشد . ولی نمای پایانی فیلم حس تلخ و دوست داشتنی داشت و می خواست بگه این دختران قربانی می شوند ولی زندگی هنوز ادامه داره . . . 


نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1392ساعت 16:26 توسط پرهام موسوی|


آخرين مطالب
» نگاهی به تئاتر بادی که تو را خشک کرد مرا برد با بازی پژمان جمشیدی
» نگاهی به فیلم بشارت به یک شهروند هزاره سوم به قلم پرهام موسوی
» نگاهی کوتاه به جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان به قلم پرهام موسوی
» نگاهی به فیلم دهلیز به قلم پرهام موسوی / فیلمی که می توانست بهتر باشد
» نگاه منفی به فیلم فرزند چهارم به قلم پرهام موسوی
» من و حامد بهداد عزیز در مراسم رونمایی از آلبوم لـــیوا کاری از دارکوب
» نگاهی به فیلم پل چوبی به قلم پرهام موسوی
» من و احسان عزیز به روایت کافه سینما
» نگاهی به برنامه ماه عسل 92 با اجرای احسان علیخانی
» نگاهی به فیلم هیس دختران فریاد نمی زنند به قلم پرهام موسوی

 Design By : Pichak